| |
اخبار دیده بان حقوق بشر در ایران | |
 بنا به گزارش کميته بين المللی عليه سنگسار، مردی به نام عبدالله فریور مقدم در آستانه سنگسار قرار دارد.
در نامه ای که توسط دوستان و آشنايان او منتشر شده آمده است عبدالله فريورمقدم در آستانه سنگسار است. او يکي از عزيزان ما است که بطور ناگهاني اسير حکومت شده و تا آستانه قتل به طريق سنگسار پيش رفته است. اين حکم و سايه وحشتناک اين رفتار با عبدالله براي ما و بيش از همه براي مادر او، همسر و دو فرزندش ، غير قابل تحمل است. تصور کنيد زندگي روزانه ما را با اين کابوس که ممکن است امروز و يا فردا عبدالله را در خفا و يا در مرکز شهر سنگسار کنند.
عبدالله ۴۸ سال دارد و به جرم رابطه جنسي خارج از ازدواج دستگير و در زندان شهر ساري در مازندران ايران به سنگسار محکوم شده است. او چهار سال است که در زندان است.
ما به هر اداره و نهادي که در ايران متوسل شده ايم، پاسخ ها يکسان بوده است:" اين قانون است، حکم کاملا تائيد شده و بزودي اجرا ميشود."
مادر عبدالله که شبانه روز فقط اشک ميريزد به کجا متوسل شود. دختران او که از شنيدن کلمه سنگسار وحشت کرده و گريه ميکنند، به کجا متوسل شوند. همسر او که لحظه به لحظه منتظر شنيدن خبر شوم اجراي حکم است چه کار کند؟
ما تصميم گرفتيم به شما متوسل شويم. به افکار عمومي ايران و دنيا. کمک کنيد جان عبدالله را از سنگسار که وحشتناک و غير قابل تصور است نجات دهيم. کمک کنيد يک خانواده از وحشت نجات يابد. کمک کنيد زندگي و آينده دهها نفر که با اين کابوس روبرو شده اند، نجات يابد. به ما کمک کنيد جان عبدالله را نجات دهيم.
تصویر بالا محل سنگسار یک مرد روستايی را در تاکستان قزوین نشان می دهد.

انتقال یکی از معلمان به شکنجه گاه وزارت اطلاعات در کرمانشاه فعالان حقوق بشر در ایران
بنا بر گزارشات رسيده آقاي اسماعيل شادي از دبيران مدرسه صلاح الدين ايوبي شهرستان کامياران روز شنبه 26/2/86 توسط اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد.
وي همراه سه تن ديگر از بازداشت شدگان آقايان پرويز ستاري دانشجوي دانشکده فني، خبات يوسفي دانشجوي رشته برق، هوشيار شابادي در اداره اطلاعات کرمانشاه و در سلول انفرادي نگهداري مي شوند.
اداره اطلاعات کرمانشاه محل شکنجه هاي وحشيانه بسياري از فعالين سياسي مي باشد که در آنجا با آب جوش و يا جريان الکتريسيته زندانيان را مورد شکنجه قرار مي دهند .
فعالان حقوق بشر در ايران نسبت به سلامت جسمي اين زندانيان اعلام نگراني مي کند و خواهان واکنش سازمان هاي بين المللي در مورد بازداشت هاي بي رويه در شهر هاي مرزي مي باشد .
 آينه روز جمعه 25 آبان 1386
سپیده دم امروز سه نفر در زندان همدان به دار آویخته شدند؛ محمد رضا ترک۱۸( ساله) از این سه نفر جرمش را در زمانی مرتکب شده بود که ۱۶ ساله بود. او طبق قانون باید اینک زنده می بود و مجازاتی به جز مرگ را تجربه می کرد! او اولین نفری بود که ساعت ۶ صبح آماده پذیرش مرگ شد.بعد از او نوبت منوچهر ترک ۳۰ ساله و سپس صفرعلی ورمزیار ۳۱ ساله بود.
نمی خواهم از جرم محمد بگویم و بدانم و بنویسم . جرم او و همجرمانش بسیار سنگین و غیر قابل توجیه بوده است. قتل کودکان در نوع خود آن قدر فجیع است که همه ما از شنیدنش حتا عاجزیم! نمی خواهم بگویم که لازم است خانواده مقتول همیشه رضایت بدهند و این رضایت چه با گرفتن دیه و یا با رضایت قلبی و بدون آن و یا به هر ترفند دیگری همراه باشد. شاید کسی نخواهد یا نتواند رضایت دهد! به هر حال ما انسانیم و بخشش، امری نیست که همیشه و در هر شرایطی با رضایت قلبی همراه باشد.
در این میان و در مورد این پرونده خاص برخی عقلا!! پیشنهادهای دیگری هم کرده بودند؛ مثل اینکه خانواده محمرضا خانواده مقتول را تهدید کند که اگر اقدام به اعدام فرزندانش کنند، دعوای خون، همچنان ادامه خواهد یافت و آنها انتقام خواهند گرفت! آنها این پیشنهاد را برای خون بس!!!! این قائله می دادند. به گمانم در جواب این عقلا باید سکوت کرد و به آنها پشت کرد و راه خود را رفت. ولی حرف من این است که جایی که قانون از افراد حمایت می کند و جایی که قانون به جای خانواده مقتول تصمیم گیر است ، چرا جان فردی که در ۱۶ سالگی مرتکب جرم شده و باید تحت حمایت قانون باشد، به رضایت خانواده مقتول بستگی می یابد؟!
محمد رضا در سنی مرتکب این جرم شده که قانون در قبال مرگ از او حمایت می کند!!! و به او فرصت اصلاح و دوباره زیستن می دهد. اما این فرصت صبح امروز برای همیشه از او گرفته شد

 فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران چهارشنبه 23 آبان 1386
بنابه گزارشات رسیده از خانوادۀ آقای عابدینی روز سه شنبه 22 آبان 1386 در حدود ساعت 10:00 صبح مامورین وزارت اطلاعات با آقای عابدینی تلفنی تماس گرفتند و از او خواستد که به یکی از خیابانهای اطراف محل کارش که (هفته نامۀ بهار)است برای پارهای توضیحات بیایند آقای عابدینی وقتی که مسافت کوتاهی از محل کارش فاصله گرفته بود با مامورین وزارت اطلاعات روبرو گشت و مامورین وزارت اطلاعات با ضرب وشتم او را دستگیر و به نقطۀ نامعلومی انتقال دادند. یکی از دوستان و همکارانش به نام آقای کسری علاسون برای پیگیری وضعیت ابوالفضل به ستاد خبری اهواز مراجعه کردند و خواستار آگاه شدن از وضعیت ایشان بودند . مامورین ستاد خبری که بخشی از وزارت اطلاعات است آقای علاسوند را هم دستکیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند. دستگیری آقای عابدینی در زمانی است که در ایران این هفته را به عنوان مطبوعات نامگذاری شده است .
پیگیری خانوادۀ آقای عابدینی از دیروز تا به حال نتیجه بخش نبوده.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری آقای عابدینی و کسری الله سوند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری و خبرنگاری جهان خواستار دخالت برای آزادی فوری ایشان است . 
| | |
|
|