sarbaz's posts with tag: arshan

What are tags? You can give your posts a "tag", which is like a keyword. Tags help you find content which has something in common. You can assign as many tags as you wish to each post.
View posts by people in your network with tag arshan
Blog Entryیک ایرانی بی دل و ترسوJul 23, '08 3:36 PM
for everyone

 

به : سازمان دلاوران ایران بزرگ

از: یک ایرانی بی دل و ترسو

 

دلاوران (یا بهتر بگویم دلاور)!!!!! عزیز که آنقدر دل دارید که هیچ ایرانی تا کنون از ترس، شهامت آنرا نداشته که نام  شما را جویا شود و بداند که کی هستید و کجا هستید؟؟!!!

 

هنگامی که انسان حرف های گنده گنده بزند هم امر بخودش مشتبه می شود و هم آنان که خریدار حرف های گنده گنده هستند، بخصوص که این حرفها رنگین کمانی هم باشند!!!

 

من چندی است که از ای میل های رنگین کمانی و کوبندۀ!!!! شما بهره مند میشوم و بخود می بالم که یک «مثلا ایرانی» این چنین شجاعانه به شاهزاده رضا پهلوی می تازد و او را از وراثت تاج و تخت محروم می نماید(فقط میزان آزادمنشی را دریابید که به نمایندگی از طرف کدام ملت و با چه اختیاری چنین فتوایی صادر فرموده اند)!!! و اراجیف یک «مثلا ایرانی» دیگری را دال بر همکاری شاهزاده رضا پهلوی با جمهوری اسلامی بال و پر می دهد و یک «مثلا ایرانی» دیگری ایشان را رهبر ویترینی می خواند و........... براستی بر دلاوری شما «مثلا ایرانیان» باید درود فرستاد!!!!!!

 

این پرسش در تمامی این سالهای غربت برای من همچنان باقی است که چگونـه است که کسانی که خود را پشتیبانان پادشاهی می دانند و در تمامی گفتارها و نوشتارهای خود از دو رادمرد بزرگ اعلیحضرت رضا شاه کبیر و اعلیحضرت محمد رضا شاه تحسین و ستایش می کنند، درحالی که این بزرگان با اندوه بسیار دیگر در میان ما نیستند و متاسفانه نمی توانند مصدر خدمات بیشتری برای ایران و ایرانی باشند، در مورد یادگار این بزرگمردان که در این تنگنای تاریخی تنها کسی است که می تواند گره گشای مشکل ایران باشد، این چنین با دلاوری!!!! درفشانی می کنند؟؟؟؟؟

 

خود، بعد از کنکاش بسیار پاسخ خود را یافته ام، مدعی چیزی بودن به مفهوم موجودیت آن نیست. آن «مثلا ایرانیانی» که در لباس پشتیبانی از پادشاهی در چنین هنگامۀ هولناک تاریخی که می رود طومار سرنوشت میهنمان  در هم پیچیده شود، تمامی تلاش خود را بر بی اعتبار کردن شاهزاده رضا پهلوی گذارده اند، باید گفت که حیف از مام وطن که چنین «ناایرانیانی» را در دامن پرورانیده است.

 

اگر شاهزاده رضا پهلوی به دامن هر گروه و دسته و یا باوری به جز «مثلا هواداران خود» آویخته، نتیجۀ عملکرد ما «مثلا هواخواهان» بوده که در طی این سالیان غربت اجباری بجز توقع های نابخردانه، نفاق افکنی، کارشکنی و.... بازده دیگری نداشته ایم و هر اقدامی از سوی ایشان را با  عدم پشتیبانی بهنگام و انتقادهای نابجا و کارشکنی های بظاهر دلسوزانه بی اثر کرده ایم. جالب آن است که با اندک تعمقی ملاحظه خواهید کرد که هرگاه توجه مردم داخل ایران و جامعۀ جهانی بیشتر به شاهزاده رضا پهلوی جلب می شود، این «مثلا هواداران پادشاهی» به شدت حملات می افزایند!!!! این جای بسی شگفتی است!!!!! این نهایت دلاوری است!!!!!

 

با نگرشی سریع به کارکرد این «مثلا هواداران پادشاهی» درخواهیم یافت که چه کسی بیشتر و بیشتر و هر روز آب به آسیاب جمهوری اسلامی می ریزد. تاریخ مبارزات بشری را بررسی کنید، تا کنون هواداران هیچ شخصیت سیاسی در هیچ نقطه ای از دنیا به اندازۀ بعضی از «مثلا هواداران پادشاهی» در ایران به نمایندۀ این نماد تهمت، توهین و..... نکرده اند.

 

 

بخود آیید و از قضاوت تاریخ بهراسید، تاریخ در مورد شما «دلاوران نا ایرانی و دیگر یارانتان» به سختی قضاوت خواهد کرد و مطمئن باشید جای شما در دادگاه های قضاوت مردمی، پس از آزادی ایران اگر در ردیف جباران اسلامی نباشد، شاید با تخفیف یک رده پایین تر باشد.

 

آرشان



تورنتو – فرزند پادشاه فقید ایران به غرب هشدار داد که دیپلماسی و یا حملۀ نظامی، تخفیف دهندۀ تشنج ها در ایران نخواهد بود و افزود که فقط فاصلة زمانی کوتاهی برای تجهیز و پشتیبانی از خیزش ملی برعلیه رژیم باقی مانده است.

رضا پهلوی که دیروز به تورنتو برای سخنرانی در کنفرانسی بمیزبانی انجمن غیرانتفاعی «آیندۀ ایران» آمده بود، طی مصاحبه ایی با روزنامه «گلوب و میل» گفت: "لازم است غرب، ملت ایران را که به تعریف او «گروگان» رژیم هستند، با پشتیبانی معنوی و کمک های لازم در زمینة ارتباطات و همچنین قدری کمک های مالی حمایت و تجهیز نماید".

او گفت: "غرب باید دریابد که گفتگو دربارة حقوق بشر، آزادی، حقوق زنان، با این رژیم بمانند تجویز سیانور است. بنظر من، تنها چیزی که رژیم را مجبور به تغییر روش خواهد نمود، هویجی نیست که شما از بیرون برای آنان تکان می دهید یا تهدید به حمله برای خنثی کردن امکانات نظامی اشان. بلکه بزرگترین وحشتی که خواب را از چشم سردمداران رژیم می رباید، فقط وحشت از آن است که یک روز مردم در خیابان ها برعلیه آنان بپاخیزند".

آقای پهلوی از زمانی که پدرایشان، محمد رضا شاه پهلوی که توسط آمریکا پشتیبانی می شد در انقلاب 1979 برکنارشد، به کشورش بازنگشته است و اکنون در مریلند زندگی می کند.

ایشان که در بعضی از اوقات با عنوان شاهزادۀ سابق قلمداد می شوند، از موقعیت ممتاز خود در خارج از ایران برای فعالیت در زمینۀ حقوق بشر و آزادی در ایران استفاده کرده است. او شب گذشته در یک کنفرانس آخرهفته که ایرانیان فرهیخته برای تحلیل پیرامون پیدا کردن راه حل هایی در زمینه هائی از قبیل بهداشت و صنعت نفت و غیره برای آیندۀ کشور گرد هم آمده بودند، سخنرانی نمود.

اظهار نظرهای آقای پهلوی در زمانی صورت گرفت که سپاه پاسداران، در هفته گذشته، دست به آزمایش موشک هایی زده بود که یک نوع از آنها، به گفتة آنان توانائی دسترسی به اسرائیل را دارا می باشد. این آزمایشات، با عث ایجاد و افزایش اعتراضات بین المللی شده است. مقامات دولت بوش می گویند که اگر دیپلماسی نتواند در حل بحران کنونی کاربردی داشته باشد، گزینۀ نظامی را کنار نگذارده اند و در این راستا، اسراییل سوگند خورده است که مانع تبدیل ایران به یک قدرت اتمی گردد.

آقای پهلوی گفت که هدف رژیم و دولت احمدی نژاد یک بازی وقت کشی می باشد و بس. تا بتوانند با استفاده از زمان بیشتر به بمب اتمی دست یابند. او گفت دنیای خارج باید از این فرصت موجود برای تجهیز مردم ایران و فعال ساختن آنان استفاده کند. همچنین در ادامه این مصاحبه که در محل هتل اقامتشان در تورنتو صورت گرفت گفتند: "فقط زمان کوتاهی باقی مانده است تا اینکه کارها به ابعاد زشت و ناجوری تبدیل نشوند و این یک جنایت عظیم تاریخی برای بشریت و کره زمین خواهد بود، اگر جامعۀ جهانی به این گزینه مردمی در ایران شانس لازم را ندهد. زیرا بعدا بسیار دیرخواهد بود!»

ایشان در ادامه گفتارشان گفتند که به خاطر عملکرد نظام فعلی، نام ایران همردیف «تروریسم و متجاوز» در جهان شناخته شده است. او که مشوق روش های بدور از خشونت از قبیل نافرمانی مدنی است، سیاستمداران را به منظور یاری رساندن به حرکتی که منتج به تغییرات اساسی در ایران گردد، تشویق نموده و می نماید.

«پاشنۀ آشیل این رژیم مطمئنا بدست گرفتن اسلحه، درگیری و جنگ های چندین ساله نمی باشد. بلکه باید شرایطی را به وجود آورد تا با پشتیبانی شما ملت ایران آزادی خود را بازیابد. شما آنجا برای دیکته کردن راه حل و یا دیکته کردن یک سرانجام نهائی به ملت ایران نیستید. بلکه باید بگذارید ملت ایران تصمیم خودشان را بگیرند.»

ترجمه ای از مقاله خانم «کارولین آلفانسو»
که در روزنامه «گلوب و میل» مورخ 12 جولای، 2008
در کانادا انتشار یافته است
http://www.rezapahlavi.org/articles/?persian&id=309

چند روز پیش شاهزاده رضا پهلوی در ( Toronto, Canada) به دعوت ( The Non-profit Iran Future Association ) سخنرانی ایراد کردند با تیتر ( Help Iranian People Change Government - کمک کنید مردم ایران حکومت را تغییر دهند).
این سخنرانی از چند جهت مهم بود. اولا یک بار دیگر شاهزاده، به جهانیان یاد آور شدند که ماجراجویی‌های رژیم ایران زمان را برای همه تنگ کرده است.

شاهزاده به جهانیان هشدار دادند که آنها باید روی سخنشان با مردم ایران باشد و نه رژیم خود کامه و مردم ستیز.
شاهزاده خطاب به رهبران کشورهای دمکراتیک گفت: "جهان باید بر روی مردم ایران سرمایه گذاری کند و نه بر روی رژیمی که ایران و مردم ایران را برای پیشبرد اهداف خود به اسارت گرفته.
شاهزاده همچنان خطاب به جهانیان با اشاره به لاس زدنهای غرب با رژیم ایران گفت: "بگذارید که مردم ایران با حمایت معنوی شما دوباره آزادی خود را خود کسب کنند. این بر شما نیست که برای مردم ایران دیکته کنید که راه حل آنها چیست. این وظیفه شما نیست که سرنوشت مردم ایران را رقم بزنید".
سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی چند نکته مهم را برای آن دسته که ادعا میکنند شاهزاده رضا پهلوی در مبارزه کوتاهی میکنند یا از خود آن استحکام لازم را نشان نمیدهند در بر دارد.
اولا شاهزاده رضا پهلوی یک وظیفه عمده تاریخی در قبال ایرانزمین و مردم ایران دارند و آن دفاع از تاریخ، هویت، فرهنگ، استقلال و تمامیت ارضی ایران است.
در این راستا، ایشان باید با زبان دیپلماتیک برای مقابله با سیاستهای کشورهای خارجی که بسیاری از آن سیاستها به سود مردم ایران نبوده و نیست برخورد استراتژیک اندیشه میکردند.
کار شاهزاده رضا پهلوی این نیست که همواره چون رژیم ایران برای جهان خط و نشان بکشند و جهان را بیش از اینکه رژیم ایران جهان را از مردم ایران دور کرده است دور کنند.
در نتیجه شاهزاده با درک این وظیفه سنگین است که آگاهانه برای خطاب دادن کشورهای خارجی از زبان دیپلماتیک استفاده میکنند.
این وظیفه ما ایرانیان است که در لابلای صحبت‌های شاهزاده و از نحوه بیان کلام ایشان به خشم ایشان و کلافه بودن ایشان از دست سیاست‌های خارجی در قبال رژیم ایران پی ببریم.
و از خود بپرسیم چگونه است که کشورهای خارجی برای پیدا کردن راه حل در قبال رژیم ایران از هر چیزی سخن میگویند بجز یک راه مردمی و پشتیبانی معنوی و جدی از مبارزات آزدیخواهانه مردم ایران؟
اگر ما مردم ایران منصفانه و با دقت به نحوه پیام رسانی شاهزاده به جهان توجه کنیم به راحتی درک و حس می‌کنیم که ایشان تا چه حد مانند هر ایرانی میهن پرست از سیاست های جهانی در قبال رژیم ایران و از سوی دیگر توجه نکردن جهانیان به درد و رنج و مبارزه و فریاد مردم ایران زجر میکشند.
شاید درد ایشان از این همه فشاری که از هر سو متوجه مردم ایران است و پیام ایشان نه تنها متوجه خارجیها باشد بلکه متوجه ایرانیان نیز باشد.
شاید زمان آن رسیده که ما ایرانیان درک کنیم که شاهزاده ما چون خود ما ایرانیان در اسارت است و تنها راه نجات ما در کنار یکدیگر قرار گرفتن است برای فراهم آوردن یک قیام مردمی و سرتاسری در ایران.
شاهزاده رضا پهلوی قدرت و مشروعیت خود را از مردم ایران خواهان هستند و به هیچ وجه حاضر نیستند که خود را به مردم ایران تحمیل کنند.
شاهزاده رضا پهلوی، به یک ایران آزاد، دمکراتیک که سرنوشتش به دست مردم ایران باشد اعتقاد دارند. شاهزاده رضا پهلوی به حکومت یک فرد بر مردم اعتقاد ندارند بلکه به حکومتی اعتقاد دارند که مردم ایران در بافت و ساختار حکومت ، در قانون و اجرای قانون سهیم باشند تا دوباره فردا یک نفر نگوید همه گناه بر گردن شاه است و با این شعار ایران را دوباره به ویرانی بکشد.
اگر ما ایرانیان هشیار باشیم نباید به امید نجات از طرف خارجی و یا به امید سر عقل آمدن رژیم بنشینیم بلکه باید از این مرد میهن پرست، این ایرانی دمکرات، و این مبارزی که همیشه فریادش از این همه بیخردی سیاست های جهانی به آسمان بوده پشتیبانی کنیم و جهان را در برابر عمل انجام شده قرار دهیم تا او هم به نوبه خود بتواند با تکیه به پشتیبانی مردم محکمتر از همیشه از خاک و حق ایرانیان دفاع کند و از جهانیان بخواهد که دست حمایت خود را از این رژیم کثیف بردارند تا مردم ایران تکلیف خود را با این رژیم روشن کنند و به ساختن ایرانی نوین در کنار هم بپردازند. و ایرانی بسازند که نه تنها با جهان جنگی ندارد بلکه بتواند برای پیشرفت ایرانیان و بشر دست کمک باشد.
اگر ما ایرانیان هشیار باشیم باید این را درک کنیم که ما نیاز داریم که خود و شاهزاده خود را آزاد کنیم تا او بتواند به وظیفه تاریخی یک نماد پادشاهی که همانا سپر بالای کشور و مردم است را با قدرت هرچه بیشتر و در پناه حمایتی که از مردم میشود آن وظیفه را با عشق و مهری که به ایران دارد انجام دهد.
اگر پشتیبانی از شاهزاده رضا پهلوی یعنی پشتیبانی از نظام پادشاهی و شما یک جمهوری خواه هم که باشید از خود بپرسید; آیا این مرد چیزی تا به حال به جز میهن پرستی از خود نشان داده؟
آیا آرمانهای او که همانا سپردن سرنوشت مردم ایران به دست خود مردم باشد، احترام به قانون و اصول دمکراتیک و حقوق بشر و ساختن یک ایران سر بلند، پیشرفته، و آزاد تا این حد از خواسته‌های شما به دور است که باید چشممان دنبال دهان خارجیها و عملکرد آنها باشد؟
آیا زمان آن نرسیده که به جای جمهوری یا پادشاهی، ایرانی فکر کنیم و بیاندیشیم؟ آیا زمان آن نرسیده که از هر فردی که توان دفاع از ایران و ایرانی را دارد پشتیبانی کنیم و دست این رژیم کثیف را از سر ایران کوتاه کنیم؟
در تاریخ یک کشور کم پیش میاید که فردی پیدا شود که هم اعتبار جهانی داشته باشد و هم میهن پرست باشد. در تاریخ ایران ما امروز چنین فردی را داریم و وای بر ما اگر از این فرصت تاریخی استفاده لازم را برای نجات ایران نکنیم و از او پشتیبانی نکنیم. جواب نسل فردا را چه خواهیم داد اگر بگذاریم این فرصت از دست برود؟
شاهزاده رضا پهلوی به تنهاییی نمیتواند یک ملت را نجات دهد، ولی در کنار هم ما میتوانیم خود و ایران را آزاد کنیم، اگر از آنچه که داریم به موقع استفاده کنیم...
بدون تعارف، اگر ما ایرانیان مبارزه بر ضد رژیم ایران را به خیابان نکشیم و در کشور سرتاسری نکنیم و به صورت شفاف از شاهزاده رضا پهلوی جدی و محکم پشتیبانی نکنیم و به جهان نگوییم که ما رهبر داریم و آلترناتیو دمکراتیک داریم، بی‌هیچ تعارف در انتظار جهنمی بزرگتر باید باشیم. چون این جهان به فکر نجات ما نیست و آن کاری را در قبال رژیم ایران خواهد کرد که به نفع منافع خودش باشد.
و ما میدانیم که در ۳۰ سال گذشته منافع جهان به سود مردم ایران نبوده و هیچ ثمری به جز بدبختی برای مردم ایران به ارمغان نیاورده. در نتیجه یا باید راه یک راه ایرانی باشد یا اینکه با ایران کاری را کردید که هیچ ملتی با کشور خود نمیکند یعنی ایران را به آخوند و خارجیها تسلیم کرده‌اید.
اگر ما ادعا داریم که لیاقت آزادی را داریم، پس راه باید راهی ایرانی باشد. مرگ به زه آزادی است که خارجی برای ایرانی بیاورد اون هم اگر بیاورد.
فکرتان را بکنید و تصمیم بگیرید که چه می‌کنید و به کجا میروید.
زمان تصمیم گیری رسیده و فرصت زیادی ندارید. اگر پشتیبانی از شاهزاده رضا پهلوی و آزاد کردن ایران تا این حد برای شما مشکل است پس در انتظار هر سرنوشتی باید باشید.
از اینکه رک و راست پیام میفرستیم امیدواریم درک کنید که ایران در خطری جدی است و ما نمیتوانیم با شما مردم ایران و سرنوشت شما بازی کنیم و حقیقت را از شما پنهان کنیم.
که فردا اگر روزگارتان سیاه تر شد نگویید چرا کسی به ما حقیقت را نگفت. هم رهبر دمکرات دارید هم میهن پرستانی که به شما کمک کنند، آن هم بدون هیچ انتظاری از شما .
ولی اگر میخواهید به امید خارجی بنشینید یا اینکه جمهوری دیگری بیاید و شما را نجات دهد این دیگر تصمیمش با شماست ولی ما تشخیص نمیدهیم که این راه شما را نجات دهد و ایران را آزاد کند. سبک و سنگین کردن پیام ما را به خود شما میسپاریم.
در برابر رژیم آخوندی دو عامل، یکی میهن پرستی که همیشه از خود گذشته بوده و دیگری پادشاهی که هم اکنون نمادش یکی از پشتیبانان دمکراسی، قانون، و حقوق بشر است که میتواند با پشتیبانی شما کمر رژیم ایران را بشکند. اگر ما این را هنوز درک نکرده‌ایم پس مشکل از پادشاهی یا نماد پادشاهی نیست. مشکل از جای دیگری است. مملکت از دست رفت و دیگر جای چانه زدن و بهانه نمانده.
ما همه چیز لازم برای آزاد کردن ایران را داریم و اگر بیش از این غفلت کنیم جدا جای شکوه و ناله نداریم.
لطفا این پیام را از طرف پرچمداران و از طریق یاران خود در ایران تکثیر کنید. ما در ایران گوش به زنگ خواهیم بود تا از طریق عملکرد شما در ایران جواب شما را دریافت کنیم.
پرچمداران
26 تیر ماه1387

---------
Help Iranian People Change Government, Shah's Son Urges
Globe & Mail
Caroline Alphonse
Saturday, July 12th, 2008

TORONTO -- The son of the deposed Shah of Iran warned that Western diplomacy or military intervention will not ease the tensions in Iran, and said there is a small window of time to empower the country's citizens to rise up against the government.

In Toronto yesterday to speak at a conference sponsored by the non-profit Iran Future Association, Reza Pahlavi said in an interview with The Globe and Mail the West needs to provide the Iranian people, whom he describes as "hostages" under the current regime, with moral support, communications assistance and a bit of financial help.

"You have to understand that with this regime, when they hear about human rights, when they hear about democracy, when they hear about women's rights, everything like that to them is like cyanide," he said.

"In my opinion, the only thing that will force the regime to change its behaviour is not any carrot you're dangling from the outside or any threat to strike them with weapons to neutralize their military capabilities. The biggest fear over which [the leaders] lose sleep overnight is the fear that one day the people on the street will rise against them."

Mr. Pahlavi has not returned to Iran since his father, the U.S.-backed Shah Mohammad Reza Pahlavi, was toppled in the 1979 Iranian revolution. The son currently lives in Maryland.

Sometimes referred to as the former Prince, Mr. Pahlavi has used his high-profile status abroad to campaign for human rights and democracy in Iran. He spoke last night at a weekend conference that has brought together Iranian scholars to analyze solutions for the country's future, whether in health care or in the oil industry.

Mr. Pahlavi's comments came as Iran's Revolutionary Guards this week test-fired missiles, including one that it says could reach Israel. The tests have raised fears and provoked international condemnation. Bush administration officials say they have not ruled out military options if diplomacy fails, and Israel has sworn to prevent Iran from emerging as a nuclear-armed power.

Mr. Pahlavi said the regime of President Mahmoud Ahmadinejad is playing a delay game, using the time to develop bombs. He said the outside world should use this period to support the Iranian people in becoming proactive.

"There's a short window of time before it really gets ugly," he said in the interview at a Toronto hotel. "It would be historically criminal, criminal for the future of our planet if the world community doesn't give this process a chance, because by then it would too late."

In recent years, he said, Iran has become synonymous with "terrorism" and "aggression" because of the current regime. He is an advocate of non-violent civil disobedience and has lobbied politicians to help lead a movement for change.

"The Achilles heel of this regime is certainly not by taking up arms and fighting them in decades-long wars and conflicts. Let [the Iranian people] gain back their freedom with your support. You're not there to dictate to them a solution. You're not there to dictate to them an outcome. Let them make their own decision


:نام
:نام خانوادگی
:سن
:شهر یا کشور محل اقامت
:تلفن
:ایمیل
برای آینده فرزندانمان و نگهداری خانه مان ایران، فراخوان را امضا می کنیم (نام و امضای شما محفوظ خواهد ماند)

هم میهنان عزیزم،

جنبش دانشجویی در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ فریاد آزادیخواهی نسلی بـود که از یک انقلاب بی هدف پیشینیان خود جز خفقان و بی دادگری بهره ای نبرده است.

دانشجویان در آن روز بپا خاستند تا زنجیرهای اسارت را بگسلند و راه را به سوی ترقی و آزادی برای خود و نسل های آینده بازگشایند.

دانشگاه همیشه بستر تحولات سیاسی و مکتب آزاداندیشی و سنگـر مبـارزه با خفقان و بی عدالتی بوده است.

دانشجویان و جوانان برومند ایران

در این روزهای حساس و سرنوشت ساز نقش شما سازندگان ایران فردا از هر زمان حیاتی تراست. شما مواجه با رژیمی هستید که با تمام قدرت در صدد نابودی تاریخ، فرهنگ و هویت ملی شما است با ایرانی و ایرانیت در ستیزاست و بیگانه پرستی را برای خود افتخار می داند.

مقاومت و پایداری شما در مقابل چنین رژیمی قابل ستایش است. من اعتقاد راسخ دارم که راه شما سازندگان ایران فردا، راه پیروزی است.
دراین راه پرفراز و نشیب من همواره همراه با شما در تلاش هستم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

گزارش خبری از تظاهرات امروز حد فاصل چهارراه فاطمی و بلوار کشاورز ضلع غربی پارک لاله:

امروز طبق وعده و راهنمایی های داده شده از سوی شبکه کانال یک برای تجمع اعتراض آمیز مفاسد اقتصادی راس ساعت 5 بعد از ظهر مردم به صورت پراکنده در مسیر ذکر شده حضور داشتند پیش از ساعت یک حدود 30 الی 50 مامور لباس شخصی به همراه موتور سیکلت و خودروهای استیشن ولکس واگن و هایلوکس چینی به شکل پلاک شخصی در پارک حضور داشتند حدود 10 خودروی هایلوکس چینی گشت ارشاد به همراه بنز های الگانس پلیس سرتاسر خیابان وجود داشت و ماموران زن گشت ارشاد به همراه ماموران مرد در آنها حضور داشتند که حدودا به 50 نفر میرسیدند.

رفته رفته با گذشت زمان جمعیت بسیار زیاد شد مردم به شکل متفرق در پیاده روی خیابان و به خصوص در پارک قدم میزدند و به همدیگر شعار ماهستیم میدادند.

حدود ساعت 18 و 10 دقیقه جمعیت در جنوب غربی پارک لاله نزدیک بلوار کشاورز جمع شد ماموران لباس شخصی و گشت ارشاد با فراخواندن بیسیم به طرف جمعیت راه افتاند جمعیت در حدود 2000 نفر و شاید هم بیشتر و چند صد نفر هم به شکل پراکنده نظاره گر بودند.

ابتدا زنی شجاع شروع به سر دادن شعار (موجم اگر میروم گر نروم نیستم)کرد و پس از سه بار تکرار از سوی جمعیت ناراضی که بسیار زیاد هم بودند ماموران به شکل هراسان شروع به پرتاب گلوله های پلاستیکی پینت بال به سوی هوا و حمله به مردم با باتوم کردند ابتدا زنی که آغازگر تجمع بود را دستگیر کردند که مردم با هو کردن مامورین لباس شخصی وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی کردند و درگیری شدید تر شد خیابان برای چند لحظه بسته شد خودروهایی که به دفاع از مردم بوق میزدند مورد حمله قرار میگرفتند.

مردمی که به دفاع از دستگیرشدگان به ماموران حمله میکردند نیز دستگیر میشدند چیزی در حدود 30 الی 50 نفر توسط ماموران دستگیر شدند اکثرا زنان بودند.

ماموران آنها را به درون خودروهای گشت ارشاد میکشاندند و در این حین ماموران وزارت اطلاعات به تهیه فیلم و عکس از بازداشت شدگان میپرداختند.

ماموران لباس شخصی دارای شوکر الکتریکی و باتوم آهنی میله و چوب بودند الفاظ رکیک به زبان می آوردند و به کتک زدن مردم بیگناه از پیرزن گرفته تا نوجوانان میپرداختند.

سر و دست ها شکست و بسیاری آسیب دیدند

تجمع حدود 10 دقیقه پس از حمله ماموران پایان یافت و جمعیت به شکل متفرق درون پارک و پیاده روی خیابان حضور داشتند.

نکته قابل توجه این است که مردم بسیار بیشتر از آن چه تصور داشتیم حصور یافتند روحیه مردم قابل توجه بود جمعیت بسیار زیادی در تجمع امروز تهران حضور داشتند.

همگی به هدفمان رسیدیم و اعتراض خود را به رژیم پست فطرت ظلم و جور و جهل آخوندی رساندیم.

مردم شعارهای ما هستیم و ... را سر دادند.

باید منتظر سایر اخبارهای تجمع از مشهد و اصفهان و شیراز باشیم.

به امید نابودی رژیم.........


***

گزارش از اصفهان

در خیابان های چهارباغ بالا ودروازه شیراز افراد لباس شخصی زیادی دیده می شوند که به شدت از ایستادن مردم در خیابان جلوگیری می کنند حوالی خیابان نیکبخت درگیری های پراکنده ای دیده می شود، فرمانده نیروی انتظامی اصفهان(صدر السادات) سوار بر یک لند کروز که به همراه چند موتور سوار اسکرت می شود مرتبا از خیابان چهارباغ بالا ودروازه شیراز عبور می کند نیروهای اطلاعاتی سرتاسر دروازه شیراز وچهارباغ بالا دیده می شوندو اضطراب در چهره ماموران موج می زند.

***

گزارش از شیراز

شیراز نیوز: تعداد زیادی از مردم شیراز در حوالی ساعت 5:30 عصر امروز در میدان علم و بلوار دانشجو در پی دعوت یکی از کانال های ماهواره ای و در اعتراض به مفاسد اقتصادی و برای روشن شدن موارد مطرح شده در پرونده پالیزدار گرد هم آمدند.

این در حالی است که نیروهای امنیتی و شبه نظامی از ساعت ها قبل در آنجا مستقر شده بودند و سعی در پراکنده کردن مردم داشتند. نیروهای امنیتی اقدام به دستگیری حدود 20 نفر از افراد تجمع کننده نمودند که از سرنوشت آنان خبری در دست نیست.

تعداد خودروهای نظامی در میدان علم و بلوار دانشجو به شدت زیاد بود و پلیس سعی داشت تا به کمک نیروهای لباس شخصی جو رعب و وحشت را در خیابان حاکم کند.

از جمله نکات جالب در این تجمع، حضور فرماندار شیراز، قاضی پرونده دانشجویان احضار شده به دادسرا در جریان تجمعات اسفندماه دانشگاه شیراز و نیز کارکنان حراست تمامی دانشگاه های شیراز در محل های ذکر شده بود.

اوج تجمع در ساعت 7 عصر بود که منجر به دستگیری تعدادی از مردم شد.

این اعتراض مردمی تا ساعت 8 شب ادامه یافت و پس از آن بلوار دانشجو با ترافیکی غیر عادی روبرو بود که ناشی از حضور مردم با ماشین های شخصی شان در آنجا بود.


***

گزارش از مشهد: وبلاگ شاتوت

میدونستم که ساعت پنج قرار هست یک تجمع اعتراض امیز در پارک ملت برگزار بشه ! ساعت چهار راه افتادم و یک دوری حومه پارک ملت زدم ببینم اوضاع از چه قراره … هر چه که به چشم میخورد نیروهای انتظامی بود که دور پارک ملت رو به محاصره در اورده بودن ! داخل خیابونهای فرعی اتوبوس های مملو از نیرو پارک شده بود !

ساعت پنج نیروها قبل از اینکه شعار ها شروع بشه شروع به بازداشت کردند ! ماشین ها پر میشد از بازداشت شده ها و راه می افتاد … تجمع کم کم شکل گرفت و شلوغ شد …نیروهای لباس شخصی همه جا پر بودند و هر کس رو که میگرفتند کتک میزدند ! یه لباس شخصی بود این پفیوز فک کنم بوکسور بود … چنان هر کس رو که میگرفتن زیر مشت و لگد میگرفت که انگار دشمن خونیشه ! مردم که شروع کردند به شعار دادن و سوت زدن یکدفعه نیروهایی با جلیقه سبز حمله کردند و بلافاصله نیروهای لباس پلنگی که مسلح به اسلحه هایی بودن که تا حالا ندیدم بودم ! اسلحه ها تقریبا شبیه سیمینوف بود اما با لوله هایی بزرگتر و جلیقه های ضد گلوله و سپر که به تجمع حمله کردند ! یه عده از نیرو ها هم لباس سرتاسر نارنجی پوشیده بودن که در نگاه اول فکر کردم رفتگر هستند ولی فهمیدم نیروهای ویژه هستن !

چیزی که برام جالب بود نیروهایی بودند که لباس هاس فرم سر تاسر مشکی پوشیده و کلاه های کش باف مشکی به سر مجهز به کلت کمری و کارد با دستکش های چرمی بی انگشت و قیافه های سوخته و البته ورزیده ! ایندفعه بر عکس دفعه قبل نیروها قبل از اینکه تظاهرات شروع بشه وارد عمل شدند و میتونم بگم اکثرا شانسی میگرفتن و از روی قیافه ها بازداشت میکردن ! اخرین نیروی که وارد عمل شد نیروهای موتور سوار دو پشته بود که با لباس پلنگی و جلیقه های ضد گلوله وارد عمل شدند … رژه رفتن و پا زدن های هماهنگ نیروهای ویژه فضایی پلیسی و وحشت اور ایجاد کرده بود … !

جوانی رو گرفته بودند و داشتند میزدند و میبردند که مادرش رسید و دست پسرش را کشید که یکی از این مامورها با باتوم زد روی دست مادرش و پسر رو بردن ! نیروهای زن چند نفری به زنان حمله میکردند و یک نفر اونها رو که میگرفتن نیروهای لباس شخصی دست هاشون رو به هم دور اونها حلقه میکردند و به طرف ماشین نیروی انتظامی میبردند تا مردم برای ازادی اون زن نتونن کاری بکنن !

یک پیر مرد رو گرفتن و نمیدونم چی دیده بودن ازش که خیلی بهش سخت گرفتن و بازجویی بدنی کردند ازش و وقتی اعتراض کرد زدن توی دهنش که بنده خدا دندون مصنوعی بالاش از تو دهنش افتاد و اون رو از روی زمین برداشت …با اینکه ماشین جا نداشت این پیرمرد رو به زور هل دادن و توی ماشینش کردن و ماشین راه افتاد !

با یکی از نیروهای لباس شخصی روی هم ریختم و گرفتمش زیر سوال ..گفت از تمام شهر های استان نیرو اومده مشهد …میگفت از هفت صبح اینجاییم و پاهام شل شده ! بهش گفتم حاجی یه چیزایی این مامورا دستشونه چیه ؟ گفت اینا شک وارد میکنه … میگفت اشعه داره و به هر کسی بخوره نمیتونه حرکت کنه و میفته ! گفت این دیوونه ها نمیدونن چقدر نیرو اومده ! همینقدر که نیروهای لباس رسمی هست همینقدر هم لباس شخصی اینجا هست !

داشتم برمیگشتم روبروی کلانتری سجاد شلوغ بود … مادرهایی که دنبال گم کرده های خودشون بودن !



 

رادیو فردا: شما زندگي را چگونه مي گذرانيد و در شبانه روز چه فعاليت هايي داريد؟

شاهزاده رضا پهلوی: از روزی که جريانات مرا وادار کرد وارد

صحنه سياست شوم، يعنی پس از فوت پدرم و از زمانی که در قاهره بودم تا امروز، تمام تلاشم بر اين بوده که بتوانم در آزادی کشورمان از وضعيتی که در آن قرار دارد، نقشی ايفا کنم و نيز به جريان همسويی و همکاری بين تمام نيروهای طرفدار دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در ايران کمک کنم. زندگی من در واقع غير از ايران، نجات ايران و آزادی برای ايران چيز ديگری نبوده است و مقدار زيادی از ارتباطات من با داخل ايران است


مصاحبه برنامه «نگاه تازه»رادیو فردا با شاهزاده رضا پهلوی:

راست برویم سر اصل مطلب. این بار در برنامه «نگاه تازه» میهمانی ویژه داشتیم.

این میهمان کسی نبود جز شاهزاده رضا پهلوی (که سالهاست اعلام کرده است برایش فرقی ندارد که او را با لقب خاص خودش خطاب کنند یا تنها با نام و نام خانوادگی).

او پذیرفت به پرسش های صریح و بی پرده ما در گفت و گویی بی تکلف پاسخ گوید. (هر پرسشی از سیاسی گرفته تا شخصی و از روزهای پیش از انفلاب گرفته تا هم اکنون).

حاصل این گفت و گو اکنون پیش روی شماست.

رادیو فردا: شما زندگي را چگونه مي گذرانيد و در شبانه روز چه فعاليت هايي داريد؟

رضا پهلوی: از روزی که جريانات مرا وادار کرد وارد صحنه سياست شوم، يعنی پس از فوت پدرم و از زمانی که در قاهره بودم تا امروز، تمام تلاشم بر اين بوده که بتوانم در آزادی کشورمان از وضعيتی که در آن قرار دارد، نقشی ايفا کنم و نيز به جريان همسويی و همکاری بين تمام نيروهای طرفدار دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در ايران کمک کنم. زندگی من در واقع غير از ايران، نجات ايران و آزادی برای ايران چيز ديگری نبوده است و مقدار زيادی از ارتباطات من با داخل ايران است.

برنامه روزانه من يکسان نيست و بسته به جلسات، ملاقات ها، سخنرانی ها و همچنين سفرهايی که به کشورهای مختلف دارم، متغير است.

اين بيشتر وجه اجتماعی فعاليت های شماست، ولی زندگی وجه خصوصی نيز دارد. اگر از صبح اين همه کار انجام دهيد ديگر زمانی برای زندگی شخصی باقی نمی ماند.

البته من به عنوان پدری دارای سه فرزند و در قبال همسرم طبیعتا مسئوليت های خانوادگی هم دارم که در حد توانم به آنها می پردازم به ويژه در مورد دخترانم و آموزش آنها.

شما سه دختر داريد. آيا پسر نمی خواستيد؟
چه فرقی می کند؟ بچه سالم باشد، دختر و پسر برای من تفاوت نمی کند.

ايرانی ها از قديم به پسر خيلی علاقه داشته اند.

من حساسيتی روی اين مسئله ندارم و تا زمانی که بتوانم فرزندانی تربيت کنم که بتوانند به جامعه خودشان و به جامعه جهانی و بهبود وضعيت آن خدمت کنند، چه تفاوتی می کند که دختر باشند يا پسر.

ولی فکر می کنم که برای پدرتان بسيار مهم بود پسر داشته باشند.

آن زمان بر اساس فرهنگ مردسالاری جامعه ما، بايد وليعهد از جنس مذکر می بود. ولی فکر نمی کنم اگر بخواهيم مساوات و برابری کامل بين مرد و زن داشته باشيم، در آينده ايران اين مسئله مطرح باشد. بنابر این من خودم را مکلف به اين نمی بينم که حتماً بايد فرزند پسر داشته باشم برای اين که تداومی در آنجا وجود داشته باشد.

اين طور به نظر می آيد که پدران، جوانی خودشان را در جوانی فرزندانشان جستجو می کنند. دوران جوانی دختران شما چقدر شبيه دوران جوانی خودتان است؟

هم شباهت هايی هست و هم تفاوت هايی. زيرا محيطی که فرزندانم در آن بزرگ می شوند بسيار متفاوت است و اين برای تمام خانواده هايی که در کشورهای غربی زندگی می کنند وجود دارد به خصوص با وضعيتی که اکنون در ايران هست اين تفاوت را می توان به وضوح مشاهده کرد.

البته در مورد جنبه های فرهنگی، من و همسرم حتی المقدور سعی می کنيم آن چه که به ايران مربوط می شود، يادگارها و وضعيتی را که داشتيم به بچه ها ياد دهيم و چون نمی توانيم به ايران برويم به کشورهايی که تا حدودی به ايران شباهت دارند، سفر می کنيم.

مثلاً کدام کشورها؟
کشورهايی مانند مراکش، مصر و اردن.

پيش از آغاز برنامه، کليپی را پخش کرديم که تصويری از جوانی شماست و در جشن تولدتان، خانم گوگوش می خواند. با مراجعه به اين تصاوير چه چيزهايی برايتان زنده می شود؟

من خاطرات بسيار زيادی از کشورم دارم و آن چه بيشتر از همه در ذهنم نقش بسته، سفرهای متعددی است که در داخل ايران داشتم.

در اين سفرها آيا يک شاهزاده فرصت داشت که رودررو با مردم مواجه و با مشقت های آنان آشنا شود؟

بله دقيقا همين طور است. آن چيزی که شما در باره سفرهای من از راديو وتلويزيون می شنيديد بيشتر جنبه رسمی داشت ولی آن چيزی که شما نمی شنيديد، بخشی بود که حالت فی البداهه و غير رسمی به نقاط مختلف ايران سفر می کردم.

البته سن ما به اين دوران نمی رسد.

ببخشيد من فراموش کردم که ۴۷ ساله ام و شما از من جوان ترهستيد(با خنده). منظورم جرياناتی است که در مطبوعات ايران منعکس می شد. بارها پيش می آمد که نه تنها در تهران بلکه در مناطق مختلف، برخورد ساده ای با مردم داشته باشم، به عنوان مثال در سواحل خليج فارس موتور لنج سوار می شدم و با ماهيگيرانی که آنجا کار می کردند، ساعت ها گفت و گو می کرديم و با هم ماهی می گرفتيم. در روستاهای شمال هم همين طور بود. از بيرجند گرفته تا اهواز نيز هنگامی که در پايگاه اصفهان و پايگاه .... دوره خلبانی می ديدم از اين برخوردها زياد داشتم و اين ها را به عنوان نمونه می گويم.

درآن زمان که با مردم برخورد داشتيد، احساس می کرديد که اگر روزی حکومت را در دست بگيريد، تغييری ايجاد می کنيد؟ اين که مردم مشکلاتی دارند و در فقر زندگی می کنند و شما بايد اين شرايط را تغيير دهيد؟ با توجه به اين که در آن زمان هنوز بخش عمده از جامعه ايران شهری نشده بود.

وقتی شما می گوييد «قدرت يا حکومت را در دست می گرفتيد» از لفظی استفاده کرديد که اميدوارم برای هم وطنانم سوء تفاهمی به وجود نياورد.

من اعتقادی به دخالت در امر حکومت ندارم، اين وظيفه دولت است. ولی به عنوان فردی که می تواند برای جامعه اش نقش حساسی بازی کند، بيشتر به مسائل زير بنايی جامعه کار را دارم تا اداره امور.

جمله ای را بارها شنيده ايم که زنده ياد دکتر مصدق گفته بود که شاه بايد سلطنت کند نه حکومت. آيا به اين جمله معتقديد؟

بله صد در صد. من قبل از هر چيزی به محتوای نظام کار دارم نه به شکل نظام. اميدوارم هر چه زودتر در ايران حکومتی داشته باشيم که بر مبنای يک دمکراسی سکولار پارلمانی باشد و قانون اساسی داشته باشيم که بر مبنای اعلاميه جهانی حقوق بشر باشد.

اگر بخواهيم روی نوع و شکل نظام بحث کنيم دو فرم محتمل است، هم فرم مشروطه پادشاهی و هم فرم جمهوری. اگر بخواهم از کشورهايی که پادشاهی هستند نمونه بياورم، تنها فرم قابل پذيرش به اين صورت است که پادشاه يا ملکه، حق هيچ گونه دخالتی در امور سياسی و قانونی کشور را نداشته باشد و در مقامی بی طرف و فرامسلکی قرار بگيرد.

برای بعضی اين سؤال پيش می آيد که وقتی ما يک حکومت دمکراتيک با پارلمان، دولت و نهادهای مربوطه داشته باشيم، ديگر چه نيازی است به پادشاه؟

دليل اصلی اين مسئله، به خصوصيات هر کشور باز می گردد. کشورهايی که از اقوام، اقليت ها و مذاهب مختلف تشکيل شده اند، يک سمبل وحدت مردمی می تواند به حفظ يکپارچگی جامعه کمک کند و چنين نقشی را اين نهاد می تواند برای کشور ايران بازی کند.

آيا در آن دوران، موسيقی روز ايران را هم دنبال می کرديد؟
بله. البته در موسيقی پاپ زمان ما، همين خوانندگان معروفی مانند گوگوش، ستار و داريوش محبوب ترين بودند. البته ارکسترهای کلاسيک ايرانی هم داشتيم و يادم می آيد که گاهی برای تماشای کنسرت ها به تالار رودکی می رفتيم.

البته در آن سن و سال تمايلم بيشتر به موسيقی پاپ دهه هفتاد بود و بيشتر موسيقی غربی گوش می کردم، از جمله بيتلز، کارلو سانتانا، پينک فلويد و گروه های مختلف.

پس اهل «موسيقی معترض» بوديد؟

بله اسمش را می شود «معترض» گذاشت. موسیقی، موسیقی است دیگر. روحيه انسان در لحظات مختلف، چيزهای متفاوتی می طلبد و گاهی هوس موسيقی جاز، بلوز، موسيقی های نيوويو يا موسيقی سنتی می کند، به روحيه آدم درآن لحظه بستگی دارد. برای هر کسی چنين حالت هايی پيش می آيد.

به کدام خواننده ها بيشتر علاقه داشتيد؟
آن زمان بعضی از خواننده ها اسطوره شده بودند به عنوان مثال گوگوش را که نام برديد، آن زمان برای ما مانند مدونای امروز آمريکا بود، همين طور داريوش و ستار. البته هايده و ديگران هم بودند ولی من بيشتر به آن موسيقی ها تمايل داشتم.

اهل فيلم فارسی هم بوديد؟
گاهی اوقات بله. البته در مقايسه با فيلم هايی که در اين ۲۰ سال اخير ساخته شده، سينمای ايران در اين سال ها از نظر عمق، معنا و مفهوم پيشرفت های زيادی داشته است. آن دوران بيشتر فيلم ها جنبه تفريحی داشت ولی زياد يادم نمی آيد که عمق خاصی داشت.

نمونه ای را می توانيد نام ببريد؟

بيشتر سريال هايی که درتلويزيون تهيه می شد، سريال های جالبی بود. مثلاً سريال «دليران تنگستان» يا سريال معروف «دايی جان ناپلئون» که اين قدر با معناست که می شود خيلی نکات را از آن در آورد و گويای ذهنيت آن دوران است و گاهی اوقات هم آدم با آن برخورد می کند.

درمورد موسيقی معترض که اشاره کردم، منظورم ترانه هايی است که فرهاد يا فريدون فروغی و داريوش می خواندند و ته مايه سياسی داست.

بله آن موسيقی هم بود. منظورتان «بوی گندم» است؟

بله «بوی گندم» يا ترانه«جنگل» که در مورد حادثه سياهکل خوانده شد.

بله اين مسئله درموسيقی نيز نمايان می شد. امروز درجهان خيلی از آهنگ سازها و هنرمندان هستند که شعرهای آهنگشان خيلی با معناست و بعد سياسی دارد.

آيا شما در اين رابطه با پدرتان هم صحبت می کرديد؟
بيشتر با مادرم، خواهر و برادرانم و با دوستانم صحبت می کردم، گاهی هم با خود اين خواننده ها.

برای اين نوع موسيقی، هم پيش از انقلاب و هم پس از انقلاب، محدوديت هايی وجود داشته است و اين موضوع برای بخش های ديگر هنر نيز صدق می کند. نظر شما درمورد اين محدوديت ها چيست؟

خيلی از مشکلات گذشته ايران، البته جنبه های سياسی داشت ولی يکی از ريشه های مهم اين مشکلات جنبه های فرهنگی جامعه ما بود.

اگر اين فرهنگ در جهت مدرنيته و آزادی به مفهوم ليبراليسم فکری پيش نرود و ما فقط به يک سری ايدئولوژی های بسته بندی شده بچسبيم، اگر قرار باشد همه بر اساس يک فکر پيش بروند، هرگز جامعه در آن حدی که شايسته است ترقی و پيشرفت نخواهد کرد و حتی ممکن است دچار واپس گرايی شود.

نمونه آن اکنون در کشور خودمان مشاهده می شود، فقط به دليل دگمی که اين حکومت ايجاد کرده، ببينيد که کشور چقدر عقب رفته است. هر شهروندی بايد حق طبيعی و قانونی خود را داشته باشد و کوچکترين ترسی از بيان نظر خود درمورد هر موضوعی، نداشته باشد.

اگر بخواهيم حرف های شما را خلاصه کنيم، بايد بگوييم آن چيزی که پيش از انقلاب اتفاق افتاده يعنی محدوديت ها، برخوردها و زندان کردن ها، مورد تأييد شما نيست.

بله همين طور است و نمی گويم در گذشته نارسايی ها و اشکالاتی وجود نداشت. اين ها همه تجربياتی است که من، شما و نسل های بعدی بايد از آن بياموزيم و تلاش کنيم تا در آينده تکرار نشود.

شما به چه ورزشی علاقمنديد؟
فوتبال ورزشی بود که بيش از همه به آن علاقه داشتم، البته الان در سن ۴۷ سالگی فوتبال بازی کردن ديگر برایم آسان نيست. ورزش های اسکی روی آب، اسکی روی برف، غواصی، کوهنوردی، اسب سواری و تنيس را هم دوست دارم.

بازيکنان مورد علاقه شما درفوتبال، چه کسانی هستند؟
من در آن زمان اين شانس را داشتم که با بعضی از بازيکنان تيم ملی و تيم جوانان، از نزديک آشنايی داشته باشم و حتی بارها با هم تمرين داشتيم و بازی می کرديم. بازيکنان آن دوران علی پروين، حسن روشن، قاسم پور، قليچ خانی و ناصر حجازی بودند.

طرفدار کدام تيم بوديد؟
تيم هايی که در آن زمان بيشتر معروف بودند، به ويژه دو تيمی که رقابت بين آنها شديد بود، تيم تاج و پرسپوليس بودند.

و شما هم از پرسپوليس و علی پروين شروع کرديد.

مرا گرفتار نکنيد(با خنده). من هم تاج را دوست داشتم و هم پرسپوليس را و از هيچ کدام طرفداری نمی کنم.

در حال حاضر فوتبال ايران را دنبال می کنيد؟ بازيکنان مورد علاقه تان چه کسانی هستند؟

بله تا آنجا که می توانم دنبال می کنم. البته اين روزها باشرايط ايجاد شده جای تأسف دارد و دلم به حال ورزشکاران می سوزد که با اين همه نارسايی و کمبود مواجه هستند. آخرين بازيکنانی که يادم می آيد به آخرين جام جهانی برمی گردد از جمله علی دايی و مهدوی کيا.

فکر می کنم ادبيات را فراموش کرديم. در آن دوره چه کتاب هايی را می خوانديد؟
ادبيات جزو دروسی بود که درمدارس تعليم می دادند و بيشتر شعرهايی بود از حافظ، سعدی و نظامی . کليله و دمنه را هم به ما ياد می دادند.

در مورد ادبيات مدرن چطور؟
من کمتر به خاطر می آورم که در آن زمان ادبيات مدرن داشته باشيم. مهدی اخوان ثالث و نادر نادرپور را داشتيم که تعدادشان کمتر از امروز بود.

به کوران انقلاب برگرديم. اولين بار کی اسم آيت الله خمينی را شنيديد؟
چند ماه آخر قبل از وقوع انقلاب. نه تنها من بلکه خيلی ها بودند که اسم خمينی را نشنيده بودند و فقط اين اواخر بود که سر و صدا کرد. در حقيقت منظور من از چند ماه، زمانی بود که خمينی رقيب اصلی شد، ولی از يکی دو سال قبل بيشتر مطرح شده بود.

اصلاً فکر می کرديد که آيت الله خمينی رهبر ايران شود و اداره کشور را در دست بگيرد؟

کمتر کسی بود که بتواند جريان را به شکلی که درآمد، تصور کند. فراموش نکنيد حتی خيلی از کسانی که پشت سر خمينی قرار گرفتند، نيت اصلی شان کسب قدرت سياسی بود. آنها اعتقاد داشتند که آقای خمينی تنها يک چهره سمبليک است و از صحنه کنار خواهد رفت، ولی مسائل طور ديگری پيش رفت.

وقتی انقلاب شد، آيا احساس می کرديد که ممکن است اتفاقی بيفتد که ديگر نتوانيد به ايران بازگرديد؟
در اواخر انقلاب من خارج از ايران بودم. درست پس از پايان تحصيلات مدرسه، در تابستان سال ۷۸ ميلادی يعنی تيرماه ۵۷ برای آخرين بار از ايران خارج شدم. من آن التهاب را به چشم خودم نديدم زيرا از ۳-۲ ماه بعد از رفتن من آغاز شد و من از راه دور و از طريق مطبوعات بين المللی و خودی والبته با تماس با پدر و مادرم و کسانی که درايران بودند، مسائل را دنبال کردم.

آقای پهلوی! به عنوان آخرين سؤال بگوييد که دوست دارید چه ترانه ای برايتان پخش شود؟

يکی از آهنگ هايی که اين اواخر ساخته شده است؛ «دوباره می سازمت وطن

روزآنلاين، رسا قاضي نژاد‏  : در شرايطي که رييس قبلي حوزه علميه قم هم در اعتراض به برخي اقدامات دولت اعتراف کرده "انتقاد مراجع از دولت ‏قبل كمتر بود" از برخي شهرها خبر مي رسد که بر روي ديوارهاي خيابان هاي اصلي شعارهايي بر عليه دولت و ولايت ‏فقيه نوشته شده است. اين شعار نويسي ها در حالي صورت مي گيرد که در دو روز گذشته تجمعاتي اعتراضي در تهران و ‏مشهد نيز برگزار شد که خبرگزاري هاي رسمي جمهوري اسلامي آنها را به دعوت "تلويزيون هاي سلطنت طلب" مرتبط ‏دانستند. ‏
سايت البرز در مورد "ديوار نويسي بر عليه رييس جمهور" نوشته است: "اهالي خياباني در يک شهرشمالي کشور صبح ‏امروز ‏‎]‎يکشنبه‎[‎‏ شاهد شعار نويسي عليه رئيس جمهور بود."‏
‏ به گزارش اين سايت "شعارنويس يا شعارنويسان که با استفاده ازرنگهاي تحت فشار(اسپري) با دو رنگ قرمز ومشکي ‏اقدام به شعار نويسي نموده بودند ازمردم براي تجمع برعليه گراني وتورم دعوت" به عمل آورده بودند.‏
گزارش البرز حاکيست شعار نويسان ازمردم خواسته اند روز اول تير در اعتراض به گراني وتورم برعليه دولت تظاهرات ‏راه بيندازند.در اين اعتراضات ديواري، علاوه برشعار نويسي عليه احمدي نژاد ودعوت به تظاهرات عمومي، شعارهايي ‏عليه نظام جمهوري اسلامي نيز نوشته شده بود.اين شعارها که درخيابان شهداي اين شهر نوشته شده بود، ديروز توسط ‏شهرداري اين شهر پاک شد.‏
البته البرز به يک شهر اشاره کرده اما يک روزنامه نگار در شهر رشت در گفت و گو با روز از نوشتن شعار هاي ضد ‏حکومتي روي ديوارهاي اين شهر نيز خبر داد. وي گفت: "در خيالان هاي لاکاني، سعدي و منظريه شعارهايي بر عليه ‏دولت نهم نوشته شده که تا ظهر امروز ‏‎]‎يکشنبه‎[‎‏ هنوز پاک نشده بود."‏
وي به برخي از اين شعارها نيز اشاره کرد که عبارتند از: "نفت بشکه اي 160 دلار، افزايش تورم چهل درصد"، "پول ‏نفت ايران، بر سر سفره لبنان"، "احمدي نژاد، مسوول گراني و تورم"، "اول تير، روز اعتراض به گراني و تورم" و ‏‏"هموطن بپا خيز :1387، پايان جمهوري اسلامي".‏
همزمان وبلاگ سلام دموکرات نيز از رشت گزارش داد که "بر روي ديوار هاي برخي از خيابان هاي شهر رشت شعار ‏هايي عليه احمدي نژاد و بر ضد حکومت اسلامي نوشته شده است."‏
از شهر تبريز هم خبر مي رسد که در برخي از خيابان ها بر روي ديوار معابر شعارهايي نوشته شده است. به گفته يک ‏خبرنگار محلي در برخي از خيابان هاي تبريز از جمله ميرداماد، عباسي، آبرسان، زعفرانيه، کوي دانشگاه و مناطقي از ‏جنوب شهر شعارهايي عليه دولت و جمهوري اسلامي بر روي ديوار هانوشته شده است. صبح ديروز برخي از اين ديوار ‏نويسي ها توسط کارگران شهرداري با رنگ پوشيده شد اما هنوز آثار آن برجاي مانده است.

در اين چند هفته گذشته در شهرهاي مختلف ايران عكس شاهزاده رضا پهلوي پخش شده است در اهواز ديوار نويسي عليه حكومت آخوندي بيشتر شده حمايت مردم از كارگران هفت تپه و مردم به جان آمده ايران روز شماري براي ساقت شدن اين حكومت مي كنند ‏
همچنين از شيراز خبر مي رسد که روي برخي از ديوارهاي خيابان سپه، شعارهايي بر عليه دولت احمدي نژاد نوشته شده ‏است. در يکي از اين ديوار نويسي ها از مردم خواسته شده است در روز اول تير "براي اعتراض ملي به گراني" به خيابان ‏ها بيايند. ‏
سايت کمپين آزادي و برابري پيش از اين از ديوار نويسي در دانشگاه مشهد خبرداده بود. براساس اين گزارش چهارم خرداد ‏ماه دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد هنگام ورود به دانشکده هاي ادبيات و علوم انساني (مرکز دانشگاه) و الهيات (جنب ‏درب ورودي دانشگاه) با انبوهي از ديوار نوشته ها مواجه شدند. اين ديوار نويسي ها حاوي شعارهاي تندي بر عليه ‏حکومت بود. برخي از اين شعار ها چنين بود:"مرگ بر ديکتاتوري اسلامي"، "جمهوري اسلامي = سرکوب"، "دانشگاه ‏سنگر ماست"، "کميته انظباطي، دادگاه فرمايشي"، "مرگ بر ولايت فقيه"، "جمهوري اسلامي= اعدام، زندان، شکنجه".‏
به گزارش اين سايت، اين ديوار نوشته ها در مقابل ديدگان هزاران دانشجو نقش بسته بودند و به دليل بالا بودن تعداد ديوار ‏نوشته ها، رنگ زدن روي آن ها تا ساعت 12 به طول انجاميد. ‏
شعار نويسي ها در دانشگاه مشهد در حالي انجام شد که دانشجويان دانشگاه فردوسي در ابتداي خرداد چند تجمع در دانشگاه ‏برگزار کرده بودند. ‏
به گزارش کمپين آزادي و برابري ، غافل گير شدن نيروهاي انتظامي و کادرهاي امنيتي مستقر در دانشگاه کاملا مشهود ‏بود. آنها که با دستگاه فرز و رنگ ديوار نوشته ها را پاک مي کردند، همزمان با درخواست کارت دانشجويي سعي در ‏متفرق کردن دانشجويان داشتند. چندين نفر از دانشجويان هم توسط نيروهاي لباس شخصي و کادرهاي امنيتي دانشگاه تهديد ‏شدند و موبايل هاي آنان براي بررسي ضبط شد.‏



Videoشاهين نجفى حرف ِ زنJun 15, '08 5:43 AM
for everyone


Import.flv (6.0 MB)


Videobe khoda jahanam ham jaei vase too ndare Jun 7, '08 7:53 PM
for everyone


arshannews.wmv (15.9 MB)

Videomajles akhondiJun 7, '08 5:46 PM
for everyone


majles ahmadinjad.wmv (3.3 MB)

VideoNefrin nameh 2.Jun 5, '08 2:55 AM
for everyone


Nefrinnameh 2.wmv (14.0 MB)



shahzadeh reza pahlavi.wmv (21.8 MB)

«فـــراخـــوان»

Leila Pahlaviکلیــک کنیــد: ب

بــا درود بـه  همرزمــان گـرامـی، ب 

 بـدینـوسیـله بـه آگـاهـی همرزمـان گـرامـی میـرسـانـد: ب 

در روز شنبــه هفتـم ژوئـن ( 7 یونـی) سـال جـاری میـلادی(2008) مـراسـم یـادبـودی بـا حضـور شهـبـانـو فـرح پهلـوی بمنـاسبـت هفتمیـن سـالگـرد درگـذشـت شـاهـدخـت لیــلا پهلــوی، در شهـر پاریـس در کنـارآرامگاه آن شـادروان برگـزار میگردد، بـه همیـن دلیـل، با همـاهنگـی دفتـرِ سـازمـان، گـروهـی متشـکّل از اعضـاء سـازمان و سایر شرکت کنندگان جهـت شـرکـت در مراسـم یـادشـده، در روز جمعـه بتـاریـخ ششـم ژوئن( 6 یونی)، از شهر فـرانکفـورت بـه مقصــد پـاریـس حرکـت خـواهـد نمـود، لطفـاً جهـت همـاهنگـی لازم و کسب اطلاعـات بیشتـر بـا دفتــر سـازمـان تمـاس حـاصل فـرمائیـد. ب  

محـل گـردِ هـم آئـی جهـت حرکـت: ب 

ایستگـاه ِ اتـوبـوس ِ فـرانکفـورت، (HBF Süd Seite) ایستگـاه مـرکـزی راه آهـن ب 

تـاریـخ و سـاعـت حرکـت: ب

جمعــه ششم ژوئن( 6 یونی) ساعت:  21:00 ب 

تـاریـخ و سـاعت بـرگشـت: ب

شنبــه هفتـم ژوئـن ( 7 یونـی) ساعت 21:00 از پـاریـس، ورود بـه فرانکفورت سـاعـت 7:00 صبح روز بعـد میباشد. ضمناً هزینۀ رفت و برگشت 48 یورو میباشد. بب

تلفــن هـای تمــاس: ب 

0049-69 - 23 33 03   &    0049-69 - 23 23 05   &   0049-172 - 575 54 93


EventNEFREEN NAMEHMay 29, '08 10:53 PM
for everyone
Start:     May 29, '08 11:00p
End:     May 30, '10
Location:     iran